سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

261

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

مادى و از لوازم تنازع در بقاء رخ ميدهد دوست نميداشت چنين تقدير نمينمود . لكن اين كلام درست به نظر نمىآيد زيرا كه بقرينه قوله تعالى وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ مقصود از فساد همان تصرّفات عدوانى است كه در مال و جان مردم بسوء اختيار بشر واقع مىگردد . اگر چه عالم دنيا را عالم تنازع در بقا و عالم كون و فساد ناميده‌اند لكن فسادى كه مقتضى طبيعت عالم است و از روى حكمت و نظام عالم تأسيس شده آن فساد نيست بلكه عين رحمت و مقدمه پيدايش موجودات و از مبدء حكيم از روى قانون حكمت در عالم جريان دارد بلكه توان گفت فسادى در عالم طبيعت تصور ندارد زيرا عالم رو بكمال ميرود و هر موجود دانى و پستى بمقتضاى طبيعت و آن غريزه‌اى كه قادر متعال در كمون وى نهاده ميكوشد و بصدد كمال برمىآيد و مرتبه ناقص خود را رها مىكند تا آنكه مرتبه بالاترى را اشغال نمايد و بكمال مخصوص به خود برسد . خلاصه هر كس موجودات را به نظر تدبر بنگرد ميفهمد كه تغييرات و تبدلاتى كه در آنها ديده مىشود چيز خودسرانه و بيهوده‌اى نيست بلكه تماما لبس بعد از لبس است نه لبس بعد از خلع يعنى چنين نيست كه گمان بشود چيزى به كلى مفقود و معدوم شده چيز ديگرى پديد گرديده اين طور نيست بلكه هر چيزى كه پا بدائره وجود گذاشت على الدوام در استكمال است تا دائره سيرش تمام شود و بغايت فائده‌اى كه مربى و ناظم عالم براى آن وى را از نيستى بهستى آورده برسد . پس فساد در عالم تصور ندارد و هر چيزى بجاى خود ثابت و برقرار است ( كه هر چيزى بجاى خويش نيكو است ) و چون چنين است جان دارد گفته شود وقتى خداوند خودش خالق كون و فساد است نميشود گفت فساد را دوست نميدارد و به اين لحاظ گفته شود مقصود از فساد در آيه فساد در دين است آرى اگر فسادى در عالم پديد گردد از سوء اختيار بشر پديد گرديده و خداوند چنين فسادى را دوست ندارد . لكن ممكن است گفته شود فساد اعم است از فساد در دين و فساد در دنيا كه منشأ هر يك از آنها سوء اختيار بشر مىشود كه به آن اختيار موقتى كه براى حكمت